اقتصاد خودمونی

رابطه مقداری پول

نوشته شده در اقتصاد ایران, تورم by روزبه حسینی در آوریل 11th, 2008


محمد فرهادی کامنتی گذاشته بود در رابطه با این پستش. حرفش به طور خلاصه اینه که نرخ حجم پول همیشه در ایران بالا بوده در حالی در ایران در دوره ۱۳۳۸-۱۳۵۶ میانگین نرخ رشد تولید بالا و میانگین تورم پایین بوده و در دوره ۱۳۵۷-۱۳۸۵ میانگین نرخ رشد تولید پایین و میانگین تورم بالا بوده. بنابراین نتیجه‌گیری می‌کنه که رشد تولید متغییر مهم‌تری در توضیح تورم هست تا رشد نقدینگی. یعنی عامل ایجاد تورم پایین بودن رشد تولید هست. به نظر من حرفش هم درسته و هم غلط. من برای توضیح موضوع از رابطه مقداری پول (Quantity Theory of Money) استفاده می‌کنم:

vM=PY

که در این رابطه M، P و Y به ترتیب سطح عمومی قیمتها، حجم پول و تولید (به قیمت واقعی) هستند. و اما v اصطلاحا سرعت گردش پول هست که تعیین میکنه که هر یک واحد پول در یک بازه مشخص زمانی چندبار دست به دست میشه (مثلا تعداد دفعاتی که اسکناس ۱۰۰ تومانی در سال دست به دست میشه). فرض کنید که سرعت گردش پول مستقل از حجم پول یا سطح تولید و یا سطح قیمتهاست. همچنین فرض کنید که ثابته (اینها فروض استاندارد هستند و خیلی هم غیر معقول نیستند). سمت چپ این رابطه در واقع کل پول مبادله شده در اقتصاد رو نشون میده (مثلا در طول یک‌سال) و سمت راست رابطه ارزش این مبادلات رو. طبیعی‌ست که باید با هم برابر باشند. حالا در نظر بگیرید که (با فرض ثابت بودن سرعت گردش پول) حجم پول دوبرابر بشه. سئوال اینه که چه بلایی سر قیمتها می‌آد؟ جواب بستگی به این داره که تولید چقدر تغییر کرده. اگر تولید هم در همین زمان (به هر دلیلی) دوبرابر شده باشه هیچ تغییری در سطح قیتمها بوجود نمی‌آد. به بیان دیگه وقتی رشد حجم پول بیشتر از رشد تولید باشه (با فرض ثابت بودن سرعت گردش پول) تورم ایجاد میشه. در مثال ایران که من و هم محمد فرهادی به اون پرداختیم در دو دوره میانگین رشد حجم پول بین ۲۰ و ۲۶ درصد بوده. در دوره اول تولید هم رشد بالایی (۱۰ درصد) داشته و تونسته مقداری از نقدینگی داخل اقتصاد رو جذب مبادلات بکنه. بنابراین تورم پایین‌تر بوده. در دوره دوم تولید هم رشد پایینی داشته و رشد نقدینگی اثر شدید‌تری بر روی تورم داشته. این به این معنی نیست که رشد حجم نقدینگی در تعیین تورم بی‌اهمیته. این فقط به این معنی‌ست که در زمانهایی که تولید (به هر دلیلی) رشد بالایی داره اثر رشد نقدینگی بر تورم کمتره.

پ.ن: پست محمد فرهادی رو هم در این زمینه ببینید

تورم و رشد نقدینگی

نوشته شده در اقتصاد ایران, تورم by روزبه حسینی در آوریل 8th, 2008


روزنامه دنیای اقتصاد اخیرا مقاله کوتاهی از دکتر کاظم اورعی چاپ کرده. خلاصه کلام ایشون در این مقاله اینه که تورم در ایران ربطی به افزایش حجم پول نداره و دولت باید بدون بیم از تورم‌زایی با افزایش حجم پول به اقتصاد رونق بده. تا جایی که من فهمیدم ایشون حتی معتقد هستند که با اتخاذ سیاست پولی مناسب دولت می‌تونه رشد و اشتغال پایدار ایجاد کنه و باعث شکوفایی اقتصاد بشه. ایشون همچنین از تئوری‌های «منسوخ» هم نام بردند و اونها رو بد و مذموم دانستند. ولی هیچ اشاره‌ای نکردند که این تئوری‌ها چی هستند و کی و چرا منسوخ و مردود شدند و تئوری‌های «مدرنی» که ایشون ازشون نام می‌بردند چی هستند و چرا خوبند.

به نظر من مقاله سه تا ادعای اساسی داره:۱) سیاست پولی انبساطی(افزایش حجم پول) می تواند منجر به رشد اقتصادی بشود. ۲) برای دستیابی به این هدف باید آموزه های نظریه نئوکینزی  دنبال بشه و از آموزه هایی که مبتنی بر نظریات نئوکلاسیکها و رابطه مقداری(فکر  کنم منظور ایشون از «قضیه مقدماتی پول» همین باشه) دوری بشه. ۳) سابقا سیاستهای انقباضی پولی و انضباط در سیاست های پولی در ایران اجرا شده و نتیجه نامطلوب داده. در این پست من به مورد ۱) و ۳) می‌پردازم و مورد ۲) رو به پست بعدی موکول می‌کنم.

و اما نقد من بر مطلب دکتر اورعی: 

ابتدا ببینیم چه شواهدی در داده‌ها برای ارتباط این متغییرها وجود داره. نمودار زیر (نمودار ۱) رابطه بلند مدت تورم و نرخ رشد حجم پول رو نشون میده. محور افقی نشون دهنده نرخ رشد نقدینگی ۱۱۶کشور مختلف و محور عمودی نشون دهنده تورمه(منبع). هر نقطه متعلق به یک کشوره و مختصات هر نقطه نشون دهنده میانگین تورم در طول بیست سال و میانگین رشد حجم پول در طول بیست سال رو نشون میده. خطی که رسم شده به اصطلاح خط ۴۵ درجه‌ست. در تمام نقاط روی این خط نرخ تورم و نرخ رشد حجم پول برابرند. همین‌طور که می‌بینید نقاط داده‌ها در امتداد این خط قرار دارند. یعنی که به نظر میرسه (حداقل در بلند مدت) تورم و نرخ رشد حجم پول رابطه یک به یک دارند. یعنی برای دونستن تورم یک اقتصاد در بلند مدت کافیست به میانگین رشد حجم پول در اون اقتصاد نگاه کنیم. اگر ادعای آقای دکتر اورعی (مبنی بر عدم ارتباط تورم و رشد نقدینگی) صحیح بود نمودار ۱ میبایست به گونه‌ای می‌بود که اکثر نقاط در یک امتداد افقی قرار داشتند. البته ایشون ذکر کردند که حجم نقدینگی در شرایط خاصی می تونه منجر به تورم بشه. من نمی دونم شرایط خاص مد نظر ایشون چه شرایطی هستند ولی با یک نگاه به نمودار پایین به نظر میرسه که ۱۱۶ کشور در دنیا (حداقل در بلند مدت) حائز این شرایط هستند. به نظر من به چنین پدیده‌ای نمی‌شه گفت «خاص».

نمودار ۱

رابطه بلندمدت (۲۰ ساله) تورم و رشد نقدینگی

و اما درباره ارتباط نرخ رشد نقدینگی و رشد تولید ناخالص داخلی، به نمودار ۲ توجه کنید(منبع). این نمودار رابطه میانگین بلند مدت نرخ رشد نقدینگی (محور افقی) و میانگین بلندمدت رشد تولید (به قیمتهای واقعی) رو برای ۱۱۶ کشور نشون میده. در نمودار سمت چپ میانگین‌های ۵ ساله و در نمودار سمت راست میانگین‌های ده ساله رسم شده اند. هر نقطه روی نمودار معرف نرخ رشدحجم پول و تولید در یک کشور هست. همین‌طور که مشاهد میکنید رشد تولید (حداقل در بلند مدت) هیچ ارتباطی با نرخ رشد حجم پول نداره. اگر ادعای دکتر اورعی درست بود این نقاط می‌بایست در امتداد یک خط صعودی قرار می‌گرفتند. در حالی که به نظر میرسه که نقاط در امتداد یه خط افقی پخش شده‌اند. 

نمودار ۲

رابطه نرخ رشد �جم پول و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی

بنابراین به نظر نمی‌رسه که شواهدی برای ارتباط حجم پول و افزایش تولید در بلندمدت وجود داشته باشه. ادبیات رشد اقتصادی تاییدی بر این نکته‌ست. در هیچ‌جای ادبیات رشد اقتصادی هیچ مدل و نظریه و تئوری جدی ارائه نشده که سیاست پولی رو عامل و محرک رشد بلند مدت بدونه (این مقاله تنها نمونه‌ایست که من از اون اطلاع دارم که سیاست پولی رو به نوعی به رشد ارتباط میده. هر چند سیاست پولی بهینه‌ای که از مدل استخراج میشه به هیچ وجه افزایش نرخ رشد حجم پول نیست).

آقای دکتر اورعی در زمینه رابطه نرخ رشد حجم پول و تورم و همچنین تاریخچه سیاست پولی در ایران دوتا ادعای بزرگ مطرح کردند. یکی اینکه «تورم موجود در اقتصاد ایران به خاطر حجم نقدینگی بالا نبوده»، و دیگری اینکه «بیم از آن مي‌رود که با آزمایش مجدد تئوری‌های ساده و منسوخ شده که قبلا چند بار در عمل نیز مردود شده‌اند، اقتصاد ایران هم مانند بسیاری کشورها در معرض رکود قرار گیرد». استنباط من از عبارت دومی اینه که ایشون باور دارند که انضباط پولی و سیاست کنترل حجم پول بارها و بارها در ایران آزموده شده و نتایج منفی به بار آورده (شاید هم منظور ایشون اینه که سایر کشورها آزمایش شده و نتایج منفی به بار آورده!). به هر حال برای پرداختن به این دو ادعا به نمودار ۳ توجه کنید که سری زمانی نرخ رشد حجم پول (M2) و تورم رو در ایران در بازه زمانی ۱۹۶۲ تا ۲۰۰۶ نشون میده (منبع داده‌ها World Development Indicators ).

نمودار ۳

نرخ رشد �جم پول(مشکی) و تورم(قرمز) در ایران

دوتا نکته مشهوده. اول اینکه در طول این دوره زمانی هم رشد حجم پول و هم تورم در ایران مقادیر بالایی داشتند. رشد حجم پول هیچ‌گاه کمتر از ۲۰ درصد نبوده. من به این سیاست پولی انقباضی نمی‌گم. در واقع شواهدی مبنی بر اتخاذ سیاست پولی منضبط و انقباضی و مبتنی بر کنترل حجم نقدینگی در ایران وجود نداره (حداقل در این بازه زمانی). بنابراین این ادعا که این سیاست‌ها در ایران امتحان پس دادند چیزی بیش‌تر از شعار نیست.

نکته دومی که در نمودار مشهوده حرکت توامان تورم و نرخ رشد حجم پوله. در واقع هر موقع نرخ رشد حجم پول بالا رفته تورم هم به دنبالش بالا رفته. برای دیدن واضح‌تر این پدیده می‌تونید به نمودار ۴ مراجعه کنید که میانگین پنج‌ساله (Moving Average) این متغییرها رو نشون میده.

نمودار ۴

میانگین ۵ ساله نرخ رشد �جم پول (مشکی) و نرخ تورم (قرمز)

و اما در رابطه با اینکه سیاستهای کنترل حجم پول در دنیا امتحان پس داده و مردود شده‌اند باید خدمت دوستان عرض کنم که یکی از بزرگترین دستآوردهای تئوری اقتصاد برای سیاست‌گزاری در طول ۳۰ سال گذشته این بوده که سیاست پولی باید توجه‌اش رو از ور رفتن با حجم نقدینگی برداره و معطوف به پایین نگه‌داشتن تورم و نرخ بهره اسمی بکنه (برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به این مقاله و منابع معرفی شده). به دنبال اون دو تغییر عمده در نهادهای سیاست‌گزاری پولی در ۳۰ سال گذشته مشاهده میشه. اول اینکه بانکهای مرکزی به مرور از سیستم سیاسی مستقل شده‌اند و دوم تاکید این نهادهاست بر کنترل تورم و ثبات در قیمتها به عنوان هدف اصلی. نتیجه اینکه هر چه بانکهای مرکزی مستقل‌تر هستندتورم در اون کشور پایین‌تره و در عین حال تولید و فعالیت اقتصادی هم صدمه‌ای ندیده. به نمودار ۵ نگاه کنید (می‌تونید برای مطالعه بیشتر در این خصوص به این مقاله مراجعه کنید).

نمودار ۵

در عین حال هر چه کشورها به سوی اتخاذ سیاست‌هایی برای ایجاد ثبات در قیمتها پیش رفتند بیشتر موفق به کاهش تورم بودند ( به عنوان مثال می‌تونید به نمودارهای انتهای این مقاله توجه کنید).

 توجه به آموزه‌های تئوری اقتصاد و شواهد و تجربه کشورهای مختلف به ما می‌گه که وظیفه اصلی بانک مرکزی و نهادهای متولی سیاست پولی در کشور می‌باست کنترل تورم و ایجاد ثبات در قیمتها باشه و شرط لازم برای حصول اون کنترل حجم نقدینگی و ایجاد ثبات در رشد حجم پوله. دغدغه بانک مرکزی به هیچ‌وجه نمی‌بایست تلاش برای ایجاد اشتغال و رونق در اقتصاد باشه. چنین عملکردی چه به لحاظ تئوری و چه عملی مردوده. سیاست‌ پولی قابلیت و توان ایجاد رونق در اقتصاد رو نداره و دنبال کردن این سیاستها نتایج زیانباری رو در بلند مدت عاید اقتصاد خواهد کرد.

آقای دکتر اورعی خوانندگان و سیاست‌گزاران رو به توجه به آموزه‌های سیاستگزاری نئوکینزی دعوت کردند. هر چند اونچه ایشون نوشتند بسیار مختصر و مبهم بود، من رو با این سئوال روبرو کرد که کجای ادبیات نئوکینزی توصیه به افزایش حجم پول و ایجاد رونق ورشد اقتصادی از این طریق شده. این پست به اندازه کافی طولانی هست. در پست بعدی به تئوری‌های نئوکینزی و سیاست بهینه استخراج شده از این تئوریها می‌پردازم.

حذف یارانه، توزیع نقدی و ایده‌ای برای پژوهش

نوشته شده در اقتصاد ایران by روزبه حسینی در آوریل 7th, 2008

این خبری که درباره اصلاح نظام یارانه و توزیع مستقیم پخش شده به نظر من خیلی خبر خوبیه. اگر آقای احمدی‌نژاد بتونه این کار رو به انجام برسونه موفقیت بزرگی برای دولت ایشون خواهد بود و به نظر من خدمت بزرگی به ساماندهی اقتصاد ایران خواهد کرد. اما جدای از مسئله اجرا و اینکه اصولا چه مکانیزمی قراره گروههای هدف رو تعیین کنه و این پروژه عظیم چطور قراره اجرا بشه و … من چندتا سئوال برام پیش اومد

۱- اصولا توزیع یارانه با سیستم فعلی (که در واقع یه جور پرداخت یارانه بر مصرف هست به جای درآمد) به چه صورته؟ پویان مشایخ چند سال پیش یه تحقیقی در سطح خرد انجام داده بود که نتایج جالبی داشت. از جمله اینکه دهکهای بالای درآمدی بالاترین درصد بهره‌مندی از یارانه‌ها رو دارند. که به نظر قابل پیش‌بینی می‌آد. وقتی یارانه بر مصرف پرداخت بشه کسی که بیشتر مصرف می‌کنه بیشتر از یارانه منتفع میشه. و پولدارترها چون مصرف بیشتر می‌کنند سهم بیشتری هم از یارانه ها دارند. ولی در سطح کلان هیچ تحقیقی در این زمینه انجام نشده. اثر سیاست پرداخت یارانه بر مصرف بر روی توزیع ثروت، رفاه، بارداری، عرضه نیروی کار، سرمایه گزاری (فیزیکی و انسانی) و …. چیست؟

۲- سئوالی که بلافاصله بعد از جواب سئوال اول پیش می‌آد اینه که اثر تغییر سیاست از یارانه بر مصرف به یارانه نقدی در سطح کلان چیست. توزیع ثروت، عرضه نیروی کار، بارداری و… چگونه تغییر خواهد کرد؟ از اون مهمتر اینکه بر سر رفاه (چه میانگین رفاه و چه رفاه گروههای درآمدی) چه خواهد آمد؟ چه کسانی از قبل این تغییر سیاست منتفع می‌شوند و چه کسانی ضرر می‌کنند؟

 

دونستن جواب این سئوالها به نظر من کمک بزرگی به فهم بهتر یکی از مهمترین سیاستهای اقتصادی ایران ميکنه.

Tagged with:

دوباره اقتصاد خودمونی

نوشته شده در شخصی by روزبه حسینی در آوریل 7th, 2008

یه مدت گرفتار بودم و بهتر بود که وبلاگ ننویسم و به کارهام برسم. متاسفانه یه لحظه خون به مغزم نرسید و همه محتویات سابق رو پاک کردم. بعضی از چیزهایی که نوشتم بد نبود. الان که راجع بهش فکر می‌کنم با خودم می گم که ای‌کاش بعضی از اون پستها رو نگه داشته بودم.

حالا شاید سر فرصت دوباره اینجا یه چیزایی نوشتم

Tagged with: