اقتصاد خودمونی

تورم و رشد نقدینگی

نوشته شده در اقتصاد ایران, تورم by روزبه حسینی در آوریل 8th, 2008


روزنامه دنیای اقتصاد اخیرا مقاله کوتاهی از دکتر کاظم اورعی چاپ کرده. خلاصه کلام ایشون در این مقاله اینه که تورم در ایران ربطی به افزایش حجم پول نداره و دولت باید بدون بیم از تورم‌زایی با افزایش حجم پول به اقتصاد رونق بده. تا جایی که من فهمیدم ایشون حتی معتقد هستند که با اتخاذ سیاست پولی مناسب دولت می‌تونه رشد و اشتغال پایدار ایجاد کنه و باعث شکوفایی اقتصاد بشه. ایشون همچنین از تئوری‌های «منسوخ» هم نام بردند و اونها رو بد و مذموم دانستند. ولی هیچ اشاره‌ای نکردند که این تئوری‌ها چی هستند و کی و چرا منسوخ و مردود شدند و تئوری‌های «مدرنی» که ایشون ازشون نام می‌بردند چی هستند و چرا خوبند.

به نظر من مقاله سه تا ادعای اساسی داره:۱) سیاست پولی انبساطی(افزایش حجم پول) می تواند منجر به رشد اقتصادی بشود. ۲) برای دستیابی به این هدف باید آموزه های نظریه نئوکینزی  دنبال بشه و از آموزه هایی که مبتنی بر نظریات نئوکلاسیکها و رابطه مقداری(فکر  کنم منظور ایشون از «قضیه مقدماتی پول» همین باشه) دوری بشه. ۳) سابقا سیاستهای انقباضی پولی و انضباط در سیاست های پولی در ایران اجرا شده و نتیجه نامطلوب داده. در این پست من به مورد ۱) و ۳) می‌پردازم و مورد ۲) رو به پست بعدی موکول می‌کنم.

و اما نقد من بر مطلب دکتر اورعی: 

ابتدا ببینیم چه شواهدی در داده‌ها برای ارتباط این متغییرها وجود داره. نمودار زیر (نمودار ۱) رابطه بلند مدت تورم و نرخ رشد حجم پول رو نشون میده. محور افقی نشون دهنده نرخ رشد نقدینگی ۱۱۶کشور مختلف و محور عمودی نشون دهنده تورمه(منبع). هر نقطه متعلق به یک کشوره و مختصات هر نقطه نشون دهنده میانگین تورم در طول بیست سال و میانگین رشد حجم پول در طول بیست سال رو نشون میده. خطی که رسم شده به اصطلاح خط ۴۵ درجه‌ست. در تمام نقاط روی این خط نرخ تورم و نرخ رشد حجم پول برابرند. همین‌طور که می‌بینید نقاط داده‌ها در امتداد این خط قرار دارند. یعنی که به نظر میرسه (حداقل در بلند مدت) تورم و نرخ رشد حجم پول رابطه یک به یک دارند. یعنی برای دونستن تورم یک اقتصاد در بلند مدت کافیست به میانگین رشد حجم پول در اون اقتصاد نگاه کنیم. اگر ادعای آقای دکتر اورعی (مبنی بر عدم ارتباط تورم و رشد نقدینگی) صحیح بود نمودار ۱ میبایست به گونه‌ای می‌بود که اکثر نقاط در یک امتداد افقی قرار داشتند. البته ایشون ذکر کردند که حجم نقدینگی در شرایط خاصی می تونه منجر به تورم بشه. من نمی دونم شرایط خاص مد نظر ایشون چه شرایطی هستند ولی با یک نگاه به نمودار پایین به نظر میرسه که ۱۱۶ کشور در دنیا (حداقل در بلند مدت) حائز این شرایط هستند. به نظر من به چنین پدیده‌ای نمی‌شه گفت «خاص».

نمودار ۱

رابطه بلندمدت (۲۰ ساله) تورم و رشد نقدینگی

و اما درباره ارتباط نرخ رشد نقدینگی و رشد تولید ناخالص داخلی، به نمودار ۲ توجه کنید(منبع). این نمودار رابطه میانگین بلند مدت نرخ رشد نقدینگی (محور افقی) و میانگین بلندمدت رشد تولید (به قیمتهای واقعی) رو برای ۱۱۶ کشور نشون میده. در نمودار سمت چپ میانگین‌های ۵ ساله و در نمودار سمت راست میانگین‌های ده ساله رسم شده اند. هر نقطه روی نمودار معرف نرخ رشدحجم پول و تولید در یک کشور هست. همین‌طور که مشاهد میکنید رشد تولید (حداقل در بلند مدت) هیچ ارتباطی با نرخ رشد حجم پول نداره. اگر ادعای دکتر اورعی درست بود این نقاط می‌بایست در امتداد یک خط صعودی قرار می‌گرفتند. در حالی که به نظر میرسه که نقاط در امتداد یه خط افقی پخش شده‌اند. 

نمودار ۲

رابطه نرخ رشد �جم پول و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی

بنابراین به نظر نمی‌رسه که شواهدی برای ارتباط حجم پول و افزایش تولید در بلندمدت وجود داشته باشه. ادبیات رشد اقتصادی تاییدی بر این نکته‌ست. در هیچ‌جای ادبیات رشد اقتصادی هیچ مدل و نظریه و تئوری جدی ارائه نشده که سیاست پولی رو عامل و محرک رشد بلند مدت بدونه (این مقاله تنها نمونه‌ایست که من از اون اطلاع دارم که سیاست پولی رو به نوعی به رشد ارتباط میده. هر چند سیاست پولی بهینه‌ای که از مدل استخراج میشه به هیچ وجه افزایش نرخ رشد حجم پول نیست).

آقای دکتر اورعی در زمینه رابطه نرخ رشد حجم پول و تورم و همچنین تاریخچه سیاست پولی در ایران دوتا ادعای بزرگ مطرح کردند. یکی اینکه «تورم موجود در اقتصاد ایران به خاطر حجم نقدینگی بالا نبوده»، و دیگری اینکه «بیم از آن مي‌رود که با آزمایش مجدد تئوری‌های ساده و منسوخ شده که قبلا چند بار در عمل نیز مردود شده‌اند، اقتصاد ایران هم مانند بسیاری کشورها در معرض رکود قرار گیرد». استنباط من از عبارت دومی اینه که ایشون باور دارند که انضباط پولی و سیاست کنترل حجم پول بارها و بارها در ایران آزموده شده و نتایج منفی به بار آورده (شاید هم منظور ایشون اینه که سایر کشورها آزمایش شده و نتایج منفی به بار آورده!). به هر حال برای پرداختن به این دو ادعا به نمودار ۳ توجه کنید که سری زمانی نرخ رشد حجم پول (M2) و تورم رو در ایران در بازه زمانی ۱۹۶۲ تا ۲۰۰۶ نشون میده (منبع داده‌ها World Development Indicators ).

نمودار ۳

نرخ رشد �جم پول(مشکی) و تورم(قرمز) در ایران

دوتا نکته مشهوده. اول اینکه در طول این دوره زمانی هم رشد حجم پول و هم تورم در ایران مقادیر بالایی داشتند. رشد حجم پول هیچ‌گاه کمتر از ۲۰ درصد نبوده. من به این سیاست پولی انقباضی نمی‌گم. در واقع شواهدی مبنی بر اتخاذ سیاست پولی منضبط و انقباضی و مبتنی بر کنترل حجم نقدینگی در ایران وجود نداره (حداقل در این بازه زمانی). بنابراین این ادعا که این سیاست‌ها در ایران امتحان پس دادند چیزی بیش‌تر از شعار نیست.

نکته دومی که در نمودار مشهوده حرکت توامان تورم و نرخ رشد حجم پوله. در واقع هر موقع نرخ رشد حجم پول بالا رفته تورم هم به دنبالش بالا رفته. برای دیدن واضح‌تر این پدیده می‌تونید به نمودار ۴ مراجعه کنید که میانگین پنج‌ساله (Moving Average) این متغییرها رو نشون میده.

نمودار ۴

میانگین ۵ ساله نرخ رشد �جم پول (مشکی) و نرخ تورم (قرمز)

و اما در رابطه با اینکه سیاستهای کنترل حجم پول در دنیا امتحان پس داده و مردود شده‌اند باید خدمت دوستان عرض کنم که یکی از بزرگترین دستآوردهای تئوری اقتصاد برای سیاست‌گزاری در طول ۳۰ سال گذشته این بوده که سیاست پولی باید توجه‌اش رو از ور رفتن با حجم نقدینگی برداره و معطوف به پایین نگه‌داشتن تورم و نرخ بهره اسمی بکنه (برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به این مقاله و منابع معرفی شده). به دنبال اون دو تغییر عمده در نهادهای سیاست‌گزاری پولی در ۳۰ سال گذشته مشاهده میشه. اول اینکه بانکهای مرکزی به مرور از سیستم سیاسی مستقل شده‌اند و دوم تاکید این نهادهاست بر کنترل تورم و ثبات در قیمتها به عنوان هدف اصلی. نتیجه اینکه هر چه بانکهای مرکزی مستقل‌تر هستندتورم در اون کشور پایین‌تره و در عین حال تولید و فعالیت اقتصادی هم صدمه‌ای ندیده. به نمودار ۵ نگاه کنید (می‌تونید برای مطالعه بیشتر در این خصوص به این مقاله مراجعه کنید).

نمودار ۵

در عین حال هر چه کشورها به سوی اتخاذ سیاست‌هایی برای ایجاد ثبات در قیمتها پیش رفتند بیشتر موفق به کاهش تورم بودند ( به عنوان مثال می‌تونید به نمودارهای انتهای این مقاله توجه کنید).

 توجه به آموزه‌های تئوری اقتصاد و شواهد و تجربه کشورهای مختلف به ما می‌گه که وظیفه اصلی بانک مرکزی و نهادهای متولی سیاست پولی در کشور می‌باست کنترل تورم و ایجاد ثبات در قیمتها باشه و شرط لازم برای حصول اون کنترل حجم نقدینگی و ایجاد ثبات در رشد حجم پوله. دغدغه بانک مرکزی به هیچ‌وجه نمی‌بایست تلاش برای ایجاد اشتغال و رونق در اقتصاد باشه. چنین عملکردی چه به لحاظ تئوری و چه عملی مردوده. سیاست‌ پولی قابلیت و توان ایجاد رونق در اقتصاد رو نداره و دنبال کردن این سیاستها نتایج زیانباری رو در بلند مدت عاید اقتصاد خواهد کرد.

آقای دکتر اورعی خوانندگان و سیاست‌گزاران رو به توجه به آموزه‌های سیاستگزاری نئوکینزی دعوت کردند. هر چند اونچه ایشون نوشتند بسیار مختصر و مبهم بود، من رو با این سئوال روبرو کرد که کجای ادبیات نئوکینزی توصیه به افزایش حجم پول و ایجاد رونق ورشد اقتصادی از این طریق شده. این پست به اندازه کافی طولانی هست. در پست بعدی به تئوری‌های نئوکینزی و سیاست بهینه استخراج شده از این تئوریها می‌پردازم.

21 Responses to 'تورم و رشد نقدینگی'

Subscribe to comments with RSS or دنبالك to 'تورم و رشد نقدینگی'.

  1. [...] روزبه حسینی بهترین بحث ممکن را مطرح کرده است: http://roozbehmn.wordpress.com/2008/04/08/10/ [...]

  2. ایمان said, on آوریل 10th, 2008 at 2:58 ب.ظ

    آقا حضور مجددتون رو به فال نیک میگیریم.امید وارم در کنار اقتصاد خوانان فضای اکتیو ی رو در آینده شاهد باشیم.

  3. حامد قدوسی said, on آوریل 10th, 2008 at 3:54 ب.ظ

    Welcome back, we missed your deep posts. Excellent.

  4. محمدرضا فرهادی پور said, on آوریل 11th, 2008 at 2:55 ق.ظ

    مقايسه متوسط نرخ رشد، نقدينگي، تورم و توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت
    دوره زماني 1356-1338 1385-1357
    ميانگين نرخ رشد تورم 3/6 47/19
    ميانگين نرخ رشد نقدينگي 5/23 49/26
    ميانگين نرخ رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت 1376 1/10 7/2

    روزبه:
    محمد رضا ممنون از این کامنتت. نکته خوبیه. به پست بعدی من هم تا حدودی مربوطه. راجع بهش می‌نویسم.

  5. عنایت said, on آوریل 11th, 2008 at 7:31 ق.ظ

    سلام. از بازگشتتون بی نهایت خوشحال شدم. چشم و گوشمو تیز کزدم که ازتون چیزی یاد بگیرم.

  6. farshad said, on آوریل 11th, 2008 at 8:36 ق.ظ

    You have to edit (use formal language) this and then get it published in a newspaper. the best solution is to DONYAYE EGHTESAD as response to him

  7. جعفر خيرخواهان said, on آوریل 12th, 2008 at 1:22 ق.ظ

    از ورود دوباره ات به فضاي وبلاگ بي نهايت مسرور گشتم و همانطور كه “ايمان” در بالا گفته بود فضاي اكتيوتري را شاهد باشيم.

  8. Saleh Sahabeh Tabrizi said, on آوریل 12th, 2008 at 6:30 ق.ظ

    سلام! اتفاقن دو هفته پيش داشتم از حامد سراغت رو مي گرفتم روزبه خان! چه حالي دادي به ملت دوباره داري مينويسي ها! ما چسبونديمت رو سر در گوگل ريدر مون كنار بقيه ي اقتصادي ها! ولي جون ِ آقا زود به زود آپديت كن! چاكريم!

  9. مزیم said, on آوریل 12th, 2008 at 3:51 ب.ظ

    سلام
    از برگشت دوباره ات خیلی خوشحالم

  10. farhang said, on آوریل 12th, 2008 at 5:09 ب.ظ

    mr hosseini
    i congrotulate you for this excellent paper.
    i believe this was a scientifical and perfect answer to dr.ureii that i think he got money from ahmadinejad for writing that paper. i dont know really what is matter in england that all of the experts in iran goverment were there and situation of iran is in this shape. dr.ureii is professor in the england universitys and has said the plans of ahmadinejad goverment in economy is glowing. this disscution is really like a joke. and i wonder from england education systems that a persons like mr.ureii are teacher in that

  11. بهاره said, on آوریل 12th, 2008 at 10:52 ب.ظ

    سلام! خدا صبرتان بدهد! خواندید که وزیر کار هم فرمودند محدودکردن نقدینگی تورم را بدتر می کند؟
    موفق باشید.

  12. ناشناس said, on آوریل 13th, 2008 at 3:28 ق.ظ

    تحلیل آقای حسینی بسیار عالی و منطقی بود می خواستم بپرسم که آیا در کوتاه مدت سیاست پولی بی تاثیر است ؟

    روزبه:
    ها ها ها! :) به قول آمریکایی‌ها
    That is the 1 million dollar question :)
    این سئوال سرش خیلی بحث هست. توی پست بعدی درباه‌‌اش می‌نویسم.

  13. بهاره said, on آوریل 13th, 2008 at 11:17 ب.ظ

    راستش از وقتی این پست شما را دیدم روی نمودار 2 دارم فکر می کنم. من البته اصلا آنالیز آماری که بتوانم با نرم افزارهای آماری نمودار و تحلیل کنم بلد نیستم (فقر آموزشی! باید بروم یاد بگیرم. پیشنهادی دارید؟ من مدیریت می خوانم) ولی خوب مثلا با اکسل که نمودار می کشیم ، مثلا برای سرکارم آمار و نمودار برای گزارشها می دهیم، دیدم که سایز شکل خیلی در برداشت بینندگان تاثیر دارد و همیشه می ترسم از این نظر فریب بخورم یا اشتباه درک کنم.
    حالا در این نمودار 2 اول نمودار از نظر دید “چشمی” به نظر اول صعودی می آید (مفهوم آماری همبستگی را می دانم ها!) خلاصه نمی دانم چرا با این نمودار احساس امنیت ندارم و مدام دارم به این موضوع فکر می کنم شاید اولش صعودی بوده بعد رابطه اش قطع شده!!!!!

  14. vahid said, on آوریل 14th, 2008 at 12:24 ق.ظ

    سلام پست خوبی بود
    به نظر من مسأله ای که باعث شده بعضی ها این قدر به علم اقتصاد گیر بدن وضعیت ژیش بینی در این علم است یعنی دقت پایین پیش بینی ها یعنی در اصل خیلی ها نمی دانند در ذهن اقتصاد دان چه می گذرد اگر بشود شما این مسأله را بیشتر باز کنید یعنی اقتصاد دان ها ایا به دنبال تبیین هستند یا پیش بینی و برای هر کدام چه کاری انجام می دهند در مورد سیاستگذاری های مختلف و الترناتیوهای موجود چه می گونه استدلال می کنند

  15. Somayeh said, on آوریل 14th, 2008 at 5:23 ق.ظ

    Hi
    . This post was really helpful and useful, also your link to the very good article “No money, No inflation. Can I ask please send me same article about that if you have. I going to consider this subject for my PhD thesis. Thanks a lot.

  16. [...] روزبه حسینی که بحث کاملی کرده حتما بخونید [...]

  17. tigersware said, on آوریل 25th, 2008 at 12:36 ق.ظ

    خيلي خوب مي نويسي , حتما ادامه بده , من وبلاگ نویسی رو رها کردم و الان پشیمونم .

  18. مهرک said, on آوریل 27th, 2008 at 4:25 ق.ظ

    سلام: از مطالب شما خیلی استفاده کردم ولی یک سوال هم دارم اگه بتونید راهنمایی کنید ممنون می شوم.
    در مورد بدهی عمومی”public debt” و تاثیر آن در تورم چه نظری دارید :؟ به نظر شما کاهش این متغیر “بدهی عمومی ” وتاثیر آن را بر رشد چگونه توجیه می کنید؟ اگه منابعی برای مطالعه در این زمینه دارید ممنون میشوم راهنمایی کنید

  19. امیر حسین said, on آوریل 30th, 2008 at 3:15 ق.ظ

    سلام
    فعالیت آزمایشی وبلاگم راه اندازی شده سربزنید و نظر بدهید
    راستی دمت گرم وبلاگ علمی خوبی داری
    شاد و موفق باشی

  20. پریسا said, on می 1st, 2008 at 12:17 ق.ظ

    شاید منظور اقای دکتر! از نئو کینزین ها، پساکینزین ها باشه که تا اون جا که من می دونم اقلیتیند که جدی گرفته نمیشن.

  21. Rasoul Namazi said, on می 2nd, 2008 at 12:36 ق.ظ

    سلام
    من به تازگی به وبلاگ شما سر می زنم. از اون وبلاگهایی است که مطالبش بدرد می خوره. به یکی از اساتید اقتصاد در فرانسه هم معرفی کردم که خیلی اسقبال کرد. اون هم از اون هایکی های شدید است. اگرچه نگرش من اقتصادی نیست اما اقتصاد بازار آزاد رو برای توسعه بسیار حیاتی می دونم.مطالبتون بسیار خوب است. در ضمن من فکر می کنم خیلی از نوشته های شما برای انتشار مناسب باشند. اگر دوست داشتید بگید خوشحال می شم با دوستان مرتبطتون کنم.
    موفق باشید و حتما ادامه بدهید.

Leave a Reply