اقتصاد خودمونی

Archive for اکتبر 2008

باورهای اشتباه درباره بحران مالی ۲۰۰۸

with 4 comments

چاری، کی‌هو و کریستیانو در یک مقاله کوتاه (فقط ۷۰۰ کلمه!) به چهار باور اشتباهی که به دفعات از سوی سیاست‌گزاران و یا روزنامه‌نگاران مطرح شده می‌پردازند. این باورهای اشتباه به شرح زیرند:

۱- اهدای وام بانکی به بنگاههای غیر مالی و یا اشخاص به شدت کاهش یافته.

۲- مراودات بین بانکی(وام‌دهی و وام گیری بین بانکها) از بین رفته.

۳- اوراق تجاری منتشره از سوی بنگاههای غیر مالی به شدت کاهش یافته و نرخ بهره این اوراق بشدت بالا رفته.

۴- بانکها در هدایت سرمایه از پس‌انداز کنندگان به سوی وام گیرندگان نقش بزرگی رو بازی می‌کنند.

چاری، کی‌هو و کریستیانو با استفاده‌ از هفت نمودار از داده‌های بانک مرکزی آمریکا نشون می‌دهند که تمام این باورها اشتباهند.

Written by روزبه حسینی

اکتبر 23, 2008 at 9:56 ق.ظ

پاول کروگمن

with 6 comments

روز دوشنبه آکادمی علوم سوئد جایزه نوبل اقتصاد رو به پاول کروگمن اهدا کرد. کروگمن تقریبا از سال ۱۹۹۵ به بعد فعالیت تحقیقاتی جدی نداشته (یا بهتر بگم:فعالیت‌های تحقیقاتی‌ش محدود بوده) و بیشتر وقتش صرف نوشتن مقاله برای نیويورک تایمز، سخنرانی و تالیف کتاب گذشته. بسیاری کروگمن رو یک اقتصاددان چپ‌‌گرای پر حرف می‌دونند و شاید به همین دلیل هم عده‌ای بعد از اهدای جایزه مطالبی نوشتند که منصفانه نبود (حتی بعضی‌ها این رو روز بدی برای علم دونستند!!!)

اما در بین اقتصاددونهای آکادمیک کروگمن احترام خاصی داره. بله درسته که دیدگاه‌های کینزی و چپ‌گرای کروگمن خوشایند همه نیست و بعضا محل بحث زیاده. ولی هیچ کس شکی نداره که مقالات کروگمن در اوایل دهه هشتاد تئوری تجارت بین‌الممل رو دگرگون کرده (+). اگر لوکاس و پرسکات و سارجنت بینان‌گزار تئوری مدرن اقتصاد کلان بودند. کروگمنهلپ‌من و …) بنیان‌گزار تئوری مدرن تجارت بین‌الملل بودند. بسیاری از اقتصاددونها هم اهدای این جایزه رو پیش‌بینی می‌کردند. اهدی جایزه به کروگمن واضح بود. نه به خاطر اینکه کیزنیه یا منتقد دولت بوشه یا مقاله توی نیویورک تایمز می‌نویسه. بلکه به خاطر اینکه ۳۰ سال پیش کاری کرده که مسیر علم اقتصاد رو تغییر داده.

به نظر من اتفاقا روز دوشنبه روز خوبی برای علم و برای نهاد جایزه نوبل بود. این نشون داد که از اونهایی که سزاوار قدردانی هستند قدردانی میشه. 

لیست مقالات تخصصی پاول کروگمن

Written by روزبه حسینی

اکتبر 16, 2008 at 9:53 ب.ظ

جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۸ به پاول کروگمن اهدا شد!

with 2 comments

Written by روزبه حسینی

اکتبر 13, 2008 at 10:38 ق.ظ

ارسال شده در جایزه نوبل اقتصاد

مقاله خواندنی از Lee Ohanian درباره بحران اخیر

with 6 comments

این مقاله امروز در وال‌استریت جورنال چاپ شده. نویسنده مقاله (Lee Ohanian) استاد اقتصاد دانشگاه یو-سی-‌ال-ای و یکی از امضا کنندگان این نامه‌ست. خیلی‌ها در چند هفته اخیر سعی کردند با آسمون و ریسمون بافی بحران مالی رو به بحران در سطح کلان و تولید ربط بدند. مثالشون هم برای این رابطه بحران بزرگ آمریکا در ۱۹۲۹-۱۹۳۳ بود (و هست). افرادی مثل Lee Ohanian مقالات تحقیقاتی متعددی در این زمینه دارند. سالها در این باره فکر کردند. حاصل سالها تلاششون برای درک بهتر این پدید (و اصولا ارتباط بحران مالی و اعتباری و بحران در سطح کلان تولید) در این عبارت خلاصه میشه

Banking panics did not create the Great Depression, nor did the elimination of panics via the introduction of deposit insurance generate economic recovery. The first banking crisis of any national significance didn’t occur until the fall of 1931. Before this, there were regional banking crises that had no measurable impact on capital markets, as the spreads between Treasurys and risky obligations changed very little. However, the Great Depression was already “great” at this point — industrial production and employment had fallen by more than 35%. The genesis of the Great Depression was not a banking crisis.

 

بنابراین به نظر Lee Ohanian چیزی که ما باید نگرانش باشیم سرایت بحران مالی و بانکی به بخش تولیدی اقتصاد نیست. چیزی که مایه نگرانیه سیاست‌های بد دولته که باعث افزایش مالیات بر درآمد، تعرفه‌های تجاری و … میشه. این ادعا نتیجه مطالعاتی که ایشون در این مقاله (و اینجا)انجام داده. نتیجه‌گیری این مقاله اینه که اگر مداخله دولت و افزایش مالیات و ایجاد و حمایت سندیکاهای کارگری نبود بحران دهه ۱۹۳۰ خیلی کوتاه‌تر و کم اثرتر می‌بود. سیاست‌های غلط باعث عمیق‌تر شدن و طولانی‌تر شدن رکود در دهه ۱۹۳۰ بود (نکته جالب اینه که خیلی ها با افتخار فکر می‌کنند که این افتضاحات کینزی دولت منجی اقتصاد بوده!).

پویان دیروز لینک مطلبی رو گذاشته بود از پاول رومر. رومر موافقین و مخالفین طرح دولت آمریکا رو به این صورت دسته‌بندی کرده:

۱- مخالفین عموما کسانی هستند که اعتقاد زیادی به استفاده از تئوری اقتصاد و مدلهای تئوریک در تحلیل پدیده‌ها و توصیه‌های سیاست‌گزاری دارند.

۲-موافقین طرح عموما اقتصاددونهایی هستند که بیشتر به محدودیتهای مدلها حساسند و اونها رو در بررسی و تحلیل پدیده‌ها خیلی جدی نمیگیرند بلکه توجه بیشتری به مشاهده،‌ تجربه و جزییاتی می‌کنند که داخل مدلهای اقتصادی نیستند.

رومر در عین حال چند مثال رو برشمرده که گروه اول تحلیل بسیار درستی (مبتنی بر آموزه‌های تئوریک و مدلهای ساده) از شرایط داشتند ولی عنوان می‌کنه که این افراد در درک پدید‌های اقتصاد کلان و بخصوص Great Depression کم می‌آرند. این اشتباه خیلی خیلی بزرگیه! به نظر من رومر باید شروع کنه و مقالات Lee Ohanian رو مطالعه کنه. 

‌تئوری و مدلهای تئوریک محدوند. این رو همه می‌دونیم. مدل -بنابر تعریف- در بهترین حالت یک کاریکاتور از واقعیته. ولی این به تنهایی دلیل نمی‌شه نقشش رو در افزایش درک ما از واقیعت نادیده بگیریم. متاسفانه خیلی‌ها فقط به دلیل سادگی و دربرنگرفتن پیچید‌گیهای واقعیت نقش مدلها رو محدود می‌دونند. در صورتی که در چهارچوب همون مدلها این محدودیتها قابل اندازه‌گیری و بررسیه. علم زمانی پیشرفت می‌کنه که این اندازه‌گیری به ما نشون میده جزییات مدل نشده مهم هستند و باید به نوعی وارد تحلیل بشند. یا اینکه این اندازه‌گیری نشون میده که مدل علی‌رغم دربر نگرفتن بعضی جزییات کماکان با داده‌ها سازگاره. این کار روز به روز در حال انجامه.

از بحث اصلی پرت شدم! مقاله Lee Ohanian رو حتما بخونید.

Written by روزبه حسینی

اکتبر 8, 2008 at 11:43 ق.ظ

کیسی مولیگان: هنوز برای توقف طرح دیر نشده!

with one comment

کیسی مولیگان پست جدیدی توی وبلاگش نوشته و از هنک پولسون درخواست کرده که ۷۰۰ میلیارد دلار رو خرج نکنه. دلایلش رو توی این پست بخونید.

Written by روزبه حسینی

اکتبر 6, 2008 at 11:21 ب.ظ

توضیح

without comments

مطلبی در روزنامه سرمایه چاپ شده درباره نظرات دکتر سیروس بینا پیرامون بحران مالی. از ایشون به عنوان استاد ایرانی دانشگاه مینه‌سوتا یاد شده. من چندتا ایمیل گرفتم که در این زمینه استعلام کرده بودند!:)

توضیح ضروری که من می‌خواستم بدم اینه که این مینه‌سوتای دکتر بینا اون مینه‌سوتا نیست!:)

Written by روزبه حسینی

اکتبر 6, 2008 at 4:11 ب.ظ

ارسال شده در براعت, توضیح

بحران مالی و تجاوز ۷۰۰ میلیارد دلاری به اقتصاد سرمایه‌داری

with 3 comments

پویان، حجت، حامد و صادق قبلا درباره بحران مالی و دلایل بوجود اومدنش مفصل نوشتند. درباره اینکه این بحران چرا بوجود اومد تقریبا بین همه اقتصاددونها (از وال‌استریت گرفته تا اساتید دانشگاه) توافق هست. در این باره که دولت باید به نوعی به این بحران واکنش نشون بده و آرامش رو به اقتصاد برگردونه هم تقریبا بحثی نیست. اختلاف از اونجا شروع میشه که متاسفانه دولت بوش (طبق معمول) احمقانه‌‌ترین، ساده‌لوحانه‌ترین و پر هزینه‌ترین راه ممکن رو انتخاب کرده. طبق معمول هیچ استراتژی و هدف بلند مدت و میان مدتی نداره و طبق معمول دست به یه حمله بازدارند دیگه زده (another preemptive strike). طبق معمول روش توجیه این طرح پرهزینه هم ترسوندن مردمه که: «آهای زود باشید به ما پول بدید والا اقتصاد از هم می‌پاشه! و برای جلوگیری از اون ما باید پول بریزیم تو وال‌استریت!»

نزدیک به ۲۵۰ اقتصاددون از معتبرترین دانشگاههای دنیا به نحوه اجرا، نحوه توجیه و زمان‌بندی این طرح اعتراض کردند. دربین‌شون اقتصاددونهای بسیار معروفی دیده می‌شند که بانی پیشرفتهای مهمی در این علم در طول ۳۰ سال گذشته بودند (از جمله سه برنده جایزه نوبل). این‌ها آدمهای خنگ و نفهمی نیستند. خیلی‌هاشون سالها درباره این پدیده‌ها تحقیق کردند. خیلی‌هاشون در بازار سرمایه هم فعال هستند و با اونچه که اونجا می‌گذره بیگانه نیستند.  برخلاف اونچه پویان ادعا می‌کنه(۵ اکتبر ۲۰۰۸) با ماهیت این بحران هم بی‌گانه نیستند. تنها حرفی هم که زدند این بود: «عجله نکنید! ۷۰۰ میلیارد دلار پول مالیات کم پولی نیست! همه جوانب رو در نظر بگیرید! نگران نباشید فاجعه‌ای درکار نیست!».*

این نه اولین بحران مالی در آمریکا بوده و نه آمریکا تنها کشوریه که دچار بحران مالی میشه. افراد زیادی این پدیده رو چه در آمریکا و چه در آمریکای لاتین و شرق آسیا مطالعه کردند. یکی از نتایج تمام این مطالعات اینه که Credit Crunch منجر به کاهش در بخش حقیقی اقتصاد نمی‌شه**. اونچه که باعث نوسانات تولید میشه نارسایی‌های بازار کار و مهمتر از اون کاهش بهره‌وریه. 

در حال حاضر به نظر نمی‌رسه که بهره‌وری در اقتصاد آمریکا پایین باشه. حالا فرض کنیم اونطور که پویان ادعا می‌کنه بازار اعتبارات مختل بشه و وام گرفتن مشکل بشه. در این صورت آحاد اقتصادی سعی می کنند به دو طریق این مخمصه دربیان. یکی از طریق عرضه بیشتر نیروی کار (که باعث پایین اومدن دستمزد میشه و اگر بهره‌وری بالا باشه بنگاه‌ها رو تشویق به افزایش تولید می‌کنه). دوم از طریق افزایش پس‌انداز ه(که باعث افزایش سرمایه بانکها میشه).هنوز هیچ شواهدی وجود نداره که موسسات اعتباری و بانک‌های محلی دچار بحران حادی باشند. بنابراین دلیلی وجود نداره که فکر کنیم دور از وال‌استریت پس‌انداز کردن غیر ممکن بشه. به همین دلیل هم هست که اکثر مردم آمریکا لزومی به نجات وال‌استریت (اون هم با ۷۰۰ میلیارد پول مالیات) نمی‌بینند. بر خلاف اونچه پویان تصور می‌کنه این مردم نسبت به ماهیت و اثرات این بحران در زندگی روزمره‌شون آگاهی دارند و به همین دلیل با طرح مخالفند.

به نظر من خطر بزرگی بخش حقیقی (Non-Financial Sector) اقتصاد آمریکا رو تهدید نمی‌کنه. ولی عده‌ای هستند این وسط که ضربه‌ شدیدی می‌خورند و شاید می‌باید فکری به حال اونها می‌شد و اون هم افراد بازنشسته و یا در شرف بازنشستگی هستند که هم ارزش املاکشون و هم ارزش داریی‌هایشون در حساب‌های بازنشستگی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد در طول یکسال افت کرده. به نظر من این‌ها کسانی هستند که نمی‌تونند صبر کنند تا بازارها به شرایط نرمال قبل از بحران برگرده. حتی اگر همه حرفهایی که من در بالا زدم غلط باشه و این مداخله ۷۰۰ میلیاردی لازم و ضروری باشه و اقتصاد رو از فاجعه(!) نجات داده باشه (چیزی که من شدیدا بهش شک دارم)، کمکی به حال این دسته از افراد نمی‌کنه.

این بحث حالا حالاها داغه!

پی‌نوشت: لینک این مصاحبه رو یادم رفت بذارم. این مصاحبه‌ایه که رادیو عمومی مینه‌سوتا -درست یک روز بعد از ردشدن طرح اولیه در کنگره- با V.V.Chari انجام داده. مصاحبه حدود پنجاه دقیقه‌ست ولی ارزش گوش کردن رو داره.

Chari’s interview with MPR

*برای آگاهی از نظرات و راهکاری اقتصاددانان وبلاگ منکیو رو دنبال کنید.

** به عنوان نمونه می‌تونید به این دو مقاله رجوع کنید:

Sudden Stop and Output Drop

Accounting for Great Depression

Written by روزبه حسینی

اکتبر 5, 2008 at 2:59 ب.ظ

جایزه نوبل اقتصاد

with 2 comments

پارسال پیش بینی کردم که راجر مایرسون و مرحوم لئونید هورویچ جایزه نوبل رو خواهند برد. روزی که جوایز اعلام شد بی‌اندازه خوشحال بودم. چون لئو هورویچ بیش از هرکسی لیاقت دریافت این جایزه رو داشت. خیلی‌ها معتقد بودند که باید سالها پیش جایزه رو می‌برد. خوشحالم به موقع و قبل از فوتش این قدردانی ازش انجام شد.

پیش‌بینی امسال من اینه: جایزه نوبل امسال برای توسعه GMM و VAR به لارس هنسن و کریس سیمس اهدا خواهد شد. به نظرم این جایزه هم از اونهاست که دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره. چه امسال چه سال دیگه چه دوسال دیگه… این دو نفر به هر حال جایزه نوبل رو خواهند گرفت.

Written by روزبه حسینی

اکتبر 1, 2008 at 8:09 ب.ظ