اقتصاد خودمونی

مقاله خواندنی از Lee Ohanian درباره بحران اخیر

with 6 comments

این مقاله امروز در وال‌استریت جورنال چاپ شده. نویسنده مقاله (Lee Ohanian) استاد اقتصاد دانشگاه یو-سی-‌ال-ای و یکی از امضا کنندگان این نامه‌ست. خیلی‌ها در چند هفته اخیر سعی کردند با آسمون و ریسمون بافی بحران مالی رو به بحران در سطح کلان و تولید ربط بدند. مثالشون هم برای این رابطه بحران بزرگ آمریکا در ۱۹۲۹-۱۹۳۳ بود (و هست). افرادی مثل Lee Ohanian مقالات تحقیقاتی متعددی در این زمینه دارند. سالها در این باره فکر کردند. حاصل سالها تلاششون برای درک بهتر این پدید (و اصولا ارتباط بحران مالی و اعتباری و بحران در سطح کلان تولید) در این عبارت خلاصه میشه

Banking panics did not create the Great Depression, nor did the elimination of panics via the introduction of deposit insurance generate economic recovery. The first banking crisis of any national significance didn’t occur until the fall of 1931. Before this, there were regional banking crises that had no measurable impact on capital markets, as the spreads between Treasurys and risky obligations changed very little. However, the Great Depression was already “great” at this point — industrial production and employment had fallen by more than 35%. The genesis of the Great Depression was not a banking crisis.

 

بنابراین به نظر Lee Ohanian چیزی که ما باید نگرانش باشیم سرایت بحران مالی و بانکی به بخش تولیدی اقتصاد نیست. چیزی که مایه نگرانیه سیاست‌های بد دولته که باعث افزایش مالیات بر درآمد، تعرفه‌های تجاری و … میشه. این ادعا نتیجه مطالعاتی که ایشون در این مقاله (و اینجا)انجام داده. نتیجه‌گیری این مقاله اینه که اگر مداخله دولت و افزایش مالیات و ایجاد و حمایت سندیکاهای کارگری نبود بحران دهه ۱۹۳۰ خیلی کوتاه‌تر و کم اثرتر می‌بود. سیاست‌های غلط باعث عمیق‌تر شدن و طولانی‌تر شدن رکود در دهه ۱۹۳۰ بود (نکته جالب اینه که خیلی ها با افتخار فکر می‌کنند که این افتضاحات کینزی دولت منجی اقتصاد بوده!).

پویان دیروز لینک مطلبی رو گذاشته بود از پاول رومر. رومر موافقین و مخالفین طرح دولت آمریکا رو به این صورت دسته‌بندی کرده:

۱- مخالفین عموما کسانی هستند که اعتقاد زیادی به استفاده از تئوری اقتصاد و مدلهای تئوریک در تحلیل پدیده‌ها و توصیه‌های سیاست‌گزاری دارند.

۲-موافقین طرح عموما اقتصاددونهایی هستند که بیشتر به محدودیتهای مدلها حساسند و اونها رو در بررسی و تحلیل پدیده‌ها خیلی جدی نمیگیرند بلکه توجه بیشتری به مشاهده،‌ تجربه و جزییاتی می‌کنند که داخل مدلهای اقتصادی نیستند.

رومر در عین حال چند مثال رو برشمرده که گروه اول تحلیل بسیار درستی (مبتنی بر آموزه‌های تئوریک و مدلهای ساده) از شرایط داشتند ولی عنوان می‌کنه که این افراد در درک پدید‌های اقتصاد کلان و بخصوص Great Depression کم می‌آرند. این اشتباه خیلی خیلی بزرگیه! به نظر من رومر باید شروع کنه و مقالات Lee Ohanian رو مطالعه کنه. 

‌تئوری و مدلهای تئوریک محدوند. این رو همه می‌دونیم. مدل -بنابر تعریف- در بهترین حالت یک کاریکاتور از واقعیته. ولی این به تنهایی دلیل نمی‌شه نقشش رو در افزایش درک ما از واقیعت نادیده بگیریم. متاسفانه خیلی‌ها فقط به دلیل سادگی و دربرنگرفتن پیچید‌گیهای واقعیت نقش مدلها رو محدود می‌دونند. در صورتی که در چهارچوب همون مدلها این محدودیتها قابل اندازه‌گیری و بررسیه. علم زمانی پیشرفت می‌کنه که این اندازه‌گیری به ما نشون میده جزییات مدل نشده مهم هستند و باید به نوعی وارد تحلیل بشند. یا اینکه این اندازه‌گیری نشون میده که مدل علی‌رغم دربر نگرفتن بعضی جزییات کماکان با داده‌ها سازگاره. این کار روز به روز در حال انجامه.

از بحث اصلی پرت شدم! مقاله Lee Ohanian رو حتما بخونید.

Written by روزبه حسینی

اکتبر 8, 2008 روی 11:43 ق.ظ

6 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. سلام
    حتمن ميدونيد طرحي به نام “ماليات بر ارزش افزوده” يا چيزي شبيه به اين با نرخ سه درصد يك هفته اي است اجرايي شده و جالبه بدونيد واكنش هاي تندي به خصوص از طرف بازاريان و بيشتر شبكه هاي توزيع كالا به دنبال داشته است. تعطيلي بازار و اقدام به راه پيمايي و از اين قبيل.
    با همه اين وقايع اهالي اقتصاد در سطوح متفاوت دانشگاهي و ارتباط جمعي و وبلاگ هاكمتر به تحليل و ارزيابي جنبه هاي مختلف اين طرح و واكنش هاي جاري نسبت به اون پرداخته اند. انگار نه انگار كه يكي از مهمترين و پايه اي ترين زور ازمايي هاي اقتصادي _ اجتماعي در حال وقوع است. _به نظر من البته _.
    خوب حالا من با عذر خواهي از بيربط بودن اين كامنت نسبت به پست شما ميخواهم بدانم چرا وبلاگ نويسان اقتصادي مانند استادان و سايت هاي اقتصادي به خصوص طرفداران شفافيت اقتصادي نوعي بايكوت نسبت به وقايع نشان ميدهند. اين به گپ بين نظر و عمل مربوط است يا ته قضيه برخلاف ظاهر طرح “شفافيت ” دنبال نميشود.؟
    شاد باشيد

    غريبه

    اکتبر 8, 2008 at 5:06 ب.ظ

  2. مقاله هاش جالب بودند و گویا با پرسکات هم کتابی نوشته. ولی اثر بهره وری را مهم میدونه ولی چرا بهره وری کم شد را معما میدونه. سوال اینه که بهره وری اگر برونزاست چطوری تغییر میکنه؟ در هر حال نظرات اوهانیان و برنانکه در زمینه بحران دهه سی با هم فرق داره و برنانکه مطابق درکش از آن داستان داره عمل میکنه. شاید در آینده نه چندان دور بشه نتیجه اش را دید. ضمنا اوهانیان از بروبچ فعال ارمنی در اوس آنجلس است.

    pmashayekh

    اکتبر 9, 2008 at 8:43 ب.ظ

  3. پویان
    ۱- هنوز کسی تئوری برای تغییرات تنکولوژی نداره (حداقل در کوتاه مدت). برای همین در بیشتر مطالعات به صورت یه متغییر برون‌زای تصادفی مدل میشه.
    ۲- درباره تفاوت نظر بین برنانکی و اوهانیان: ببین برنانکی چندتا مقاله خیلی معروف داره که بیشتر بی مبنی تعادل پاره‌‌ایه. مقاله‌های خوبی هم هستند. توی این مقاله‌ها مکانیزمی وجود داره که بحران مالی رو به کاهش تولید ربط میده. وفتی این مکانیزم توی یک چهارچوب تعادل عمومی قرارداده میشه تمام اون اثرها از بین میره. درنتیجه مکانیزمی که برنانکی برای این قضیه داره کاملا بی‌اثره. معنی‌اش اینه که برنانکی اشتباه می‌کنه. مکانیزم برنانکی با تعادل عمومی و داده‌ها سازگار نیست. این هم دلیلش
    http://www.minneapolisfed.org/research/QR/QR2721.pdf

    روزبه حسینی

    اکتبر 9, 2008 at 11:16 ب.ظ

  4. پرسکات در اینباره نظرش چیه؟ اسمش هم توی اون نامه نبود.

    پویان مشایخ

    اکتبر 10, 2008 at 7:23 ق.ظ

  5. من هنوز پرسکات رو ندیدم. معمولا وقتی هوا خنک میشه سر و کله‌ش پیدا میشه. پرسکات معمولا در این موارد نظری نمی‌ده. اولا کلی توی بازار سرمایه‌گزاری کرده. بنابراین منفعت شخصی‌ش ایجاب می‌کنه که دولت همین الان یه کاری بکنه که بازار روبه راه بشه.
    درضمن به شدت طرفدار بوش و مک‌کینه. خیلی بعید می‌دونم بیاد از سیاست دولت بوش انتقاد کنه.

    روزبه حسینی

    اکتبر 10, 2008 at 11:37 ق.ظ

  6. سلام آقا روزبه… می خواستم بدونم معادلات ديفرانسيل مشهور اقتصاد چی ها هستند.. اصلا اين اقتصاد توش از معادله ديفرانسيل استفاده می شه يا نه؟… ِِِيه چيزی مثل مدل جرم و فنر يا خازن، مقاومت، سلف…. خيلی ممنون ميشم اگه منو روشن کنين…

    Mehdi

    مارس 16, 2009 at 1:22 ق.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد